کاربرد get در مکالمات روزمره
1- در معنای داشتن مثال:
دیشب تصادفی داشتم. | I got an accident, last night |
2- در معنای گرفتن بکار برده می شود. مثال:
پولتان را بگیرید. | Get your money. |
3- در معنای رسیدن بکار برده می شود. مثال:
من دیر به خانه رسیدم. | I got at home late. |
4- در معنای شدن بسیار متداول است. مثال:
ناراحت شدم. | I got upset. |
5- در معنای چیزی را آوردن ..... بکار می رود. در رستوران برای مثال:
یک نوشیدنی گرم برایم بیاورید. | Please get me a hot drink. |
اصطلاحات مهم Get
(که در مکالمات روزمره و فیلم ها کاربرد بسیاری دارد)
1- اصلاح و رنگ کردن موی سر. مثال:
Please get my hair cut (color) in light dark brown |
2- از دست چیزی خلاص و راحت شدن. مثال:
از دست ماشین کهنه ام خلاص شدم. | I got rid of my old car. |
3- در معنای گیر کردن در کاری یا ضرر کردن. (و در جامعه به معنای گول خوردن) مثال:
در ترافیک گیر کردم. | I got stuck by the traffic. |
در این معامله ضرر کردم. | I got stuck in this deal. |
4- در معنای گم شدن یا گم کردن بکار می رود. مثال:
من کیفم را گم کردم به من کمک کنید. I got lost my bag. Please help me. در شهر گم شدهام. I got lost in the city.
|
نکته: با اضافه شدن ing به آخر get می توان اصطلاحات جالبی در زمان حال استمراری درست کرد. مثال:
داره گرسنه ام می شه. | I'm getting hungry. |
دارم عصبانی می شم. | I'm getting angry. |
هوا تاریک میشه. | It's getting dark. |
5- در مفهوم آسیب رساندن، اذیت کردن و صدمه زدن. مثال:
کودکان را اذیت نکنید. | Don't get hurt to the children. |
6- در مفهوم کاربردی تر ذیل بسیار مهم بوده است. مثال:
Get out بیرون آوردن یا بیرون رفتن
Get on سوار شدن- وسایل عمومی
Get off پیاده شدن، مرخص شدن
بیا از اینجا بیرون برویم. | Let's get out of here. |
ما ساعت 11 صبح سوار اتوبوس شدیم. | We got on the bus at 11. A.M |
لطفاً از ماشین پیاده شو. | Please get off the car. |
7- پائین آمدن و بالا آمدن. مثال:
از پله ها بیائید پائین. | Get down the stairs. |
من دیروقت بلند شدم. | I got up late. |
8- دورشدن و فرار کردن. مثال:
My parents want to get away here for the spring.
والدین من میخواهند برای بهار از اینجا دور شوند- یعنی از اینجا بروند.
The suspect could amazingly get away from the police.
شخص مظنون بطور شگفت آوری توانست از دست پلیس فرار کند.
این وبلاگ صرفاً برای دل خودمه