تابلو بودن
“تابلو بودن” تو فارسی مفاهیم و کاربرد های مختلفی داره.
یکی از اصطلاحاتی که به همین موضوع اشاره داره اینه: stick/stand out a mile
”از دور داد میزد (خیلی تابلو بود) که داشت دروغ می گفت”
گاهی تابلو بودن به این اشاره داره که فهمیدن جواب چیزی خیلی اسونه.
No-brainer برای همین موضوع بکار میره. No-brainer اسمه.
مثال:
B: این که خیلی تابلوئه! جسیکا البا جذاب تره!
یکی از اصطلاحاتی که به همین موضوع اشاره داره اینه: stick/stand out a mile
It stood out a mile that she was lying
”از دور داد میزد (خیلی تابلو بود) که داشت دروغ می گفت”
گاهی تابلو بودن به این اشاره داره که فهمیدن جواب چیزی خیلی اسونه.
No-brainer برای همین موضوع بکار میره. No-brainer اسمه.
مثال:
B: Who do you think is better-looking, Jennifer Lopez or Jessica Alba?
A: That’s a complete no-brainer! Jessica Alba is much hotter
A: به نظرت کدوم یکی خوشگل تره، جنیفر لوپز یا جسیکا البا؟B: این که خیلی تابلوئه! جسیکا البا جذاب تره!
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۲۴ ساعت 23:42 توسط رهام زارعی
|
این وبلاگ صرفاً برای دل خودمه