Slang
✿ have a big mouth
= talk too much
زیاد حرف زدن، وراجی کردن
* Shut up! You really have a big mouth!
ساکت شو! تو واقعا خیلی حرف می زنی!
✿ bonkers /ˈbaːŋkərz/
= crazy
دیوونه
* I think I am going bonkers.
فک کنم دارم دیوونه میشم.
✿ boo-boo
= a silly mistake
اشتباه احمقانه
* If you make another boo-boo like that, you won't have a job.
اگر دوباره مرتکب یه همچین اشتباه احمقانه ای بشی شغلتو از دست خواهی داد.
= talk too much
زیاد حرف زدن، وراجی کردن
* Shut up! You really have a big mouth!
ساکت شو! تو واقعا خیلی حرف می زنی!
✿ bonkers /ˈbaːŋkərz/
= crazy
دیوونه
* I think I am going bonkers.
فک کنم دارم دیوونه میشم.
✿ boo-boo
= a silly mistake
اشتباه احمقانه
* If you make another boo-boo like that, you won't have a job.
اگر دوباره مرتکب یه همچین اشتباه احمقانه ای بشی شغلتو از دست خواهی داد.
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۲۸ ساعت 17:21 توسط رهام زارعی
|
این وبلاگ صرفاً برای دل خودمه