چند تا خوراکی خوشمزه
Crisps = چیپس
Fruit leather / Fruit rolls up = لواشک
Smarties = اسمارتیز
gummy candy / jelly sweet = پاستیل
میخوام بگم "امروز زیاد حال و حوصله ندارم"
I am not in a good mood today
مترادف فارسی: خودم کردم که لعنت بر خودم باد
---------------------------------------------------------------------------------
“As you sow, so shall you reap"
ترجمه:چوکاشتی باید بدروی
----------------------------------------------------------------------------------
not only ... but also نه تنها ... بلکه
as a matter of fact در واقع
in like manner به همان گونه؛ همانطور
in addition افزون بر آن؛ علاوه بر آن
coupled with در کنار؛ بهمراه
in the same fashion / way به همان شیوه؛ به همان منوال
first, second, third نخستین، دومین، سمومین؛ نخست، دوم، سوم
in the light of در سایه ی؛ بواسطه ی
not to mention افزون بر؛ مضاف بر
to say nothing of افزون بر آن، مضاف بر آن
equally important بهمان ارزش؛ همانقدر مهم
by the same token بهمان شیوه؛ بهمان قرار
again دوباره؛ باز
to به، تا
and و
also همچنین
then آنگاه؛ پس
equally همانقدر
identically بگونه ای یکسان
uniquely به گونه ای بی همتا
like مانند؛ شبیه؛ مثل؛ از دست؛ از قبیل
as همانگونه که؛ در حالیکه
too نیز، همچنین
moreover افرون تر آنکه؛ علاوه بر آن؛ مزید بر آن
as well as همچنین
together with با؛ به همراه
of course البته
likewise همانگونه؛ اینگونه؛ مثل این؛ اینجوری
comparatively در مقام مقایسه
correspondingly متناظرا
similarly بگونه ای همسان؛ بطور مشابه
furthermore فراتر از آن؛ بیشتر از آن
additionally بعلاوه؛ مضافا
Accelerate گازدادن
Accelerator گاز
Accident تصادفAirbag کیسه ی ایمنی (هوا)
Alley کوچه
Arterial road جاده ی اصلی
Asphalt آسفالت
Automatic transmission انتقال قدرت خودکار (دنده اتوماتیک)Automobile خودرو (اتومبیل)
Avenueخیابان (پهن)
B
Back-up (دنده) عقب گرفتن
Back seat صندلی عقب
Back seat driver کسی به راننده ایراد میگیرد
Barrier نرده های کنار یا میان جاده ی دوطرفه
Bicycleدوچرخه
Bike دوچرخه (یا موتورسیکلت)
Boulevard خیابان درختی
Brakesترمزها
Bridge پل
Busاتوبوس
C
Carواگن؛ درشکه؛ خودرو
Carpoolهمرانی؛ اشتراک نوبتی وسیله نقلیه برای مسیر واحد
Carpool laneخط ویژه ی همران ها
Carpool parkingپارکسوار؛ پارکینگ ویژه ی همران ها
Causewayگذر؛ گدار؛ پیاده روی سنگفرش
Cautionاحتیاط
Chauffeurراننده ی مستخدم
Cloverleafچهار راه بزرگراه (شبیه برگ گشنیز چهارپر)
Clutchکلاچ
Cobblestoneسنگفرش
Courtخیابان کوتاه بن بست با انتهای دایره ای
Crash برخورد؛ تصادف
Cruise controlسیستم کنترل سرعت خودکار
Cul-de-sac بن بست
Curveپیچ
D
Dangerخطر
Dead endبن بست
Defensive drivingرانندگی با احتیاط
Dentزدگی؛ خوردگی
Detourراه انحرافی؛ مسیر جایگزین
Diamond laneخط ویژه (لوزی)
Dirt roadجاده خاکی
Do not enter signعلامت ورود ممنوع
Double parkedپارک دوبله
Driveرانندگی (کردن)
Driverراننده
Driver’s educationآموزش رانندگی
Driver’s licenseگواهینامه ی رانندگی
Drivewayورودی خودروی ساختمانها و خانه های ویلایی
هنگاميکه ميخواهيم گفتههاي شخص ديگري را نقل کنيم، ميتوانيم از دو حالت مختلف استفاده کنيم:
1- ميتوانيم گفتههاي شخص مورد نظر را عيناً (واو به واو) تکرار کنيم (نقل قول مستقيم):
She said, 'It is raining.'
و يا ميتوانيم از نقل قول غير مستقيم استفاده کنيم:
She said that it was raining.
در مثال زير به تغييرات ايجاد شده خوب دقت کنيد:

| ||
| ||
جدول تغييرات از نقل قول مستقيم به غيرمستقيم
در نقل قول غيرمستقيم، فعل اصلي جمله معمولاً زمان گذشته است و نيز افعال موجود در بقيه جمله هم بايد به زمان گذشته تبديل شوند. اين تغييرات به شرح زيرند:
مثال | غير مستقيم | → مستقيم |
'I love you,' he said. → He told her that heloved her. | گذشته ساده | حال ساده → |
'I'm talking on the phone,' she said. → She said that she was talking on the phone. | گذشته استمراري | حال استمراري → |
He said, 'The rain has stopped'. → He said that the rain had stopped. | گذشته کامل | حال کامل → |
He said, 'I've been reading for 3 hours.' → He said that he had been reading for 3 hours. | گذشته کامل استمراري | حال کامل استمراري → |
He said, 'I met him in the theatre.' → He said he had met him in the theatre. | گذشته کامل | گذشته ساده → |
'I was driving carefully,' he told the police. →He told the police he had been drivingcarefully. | گذشته کامل استمراري | گذشته استمراري → |
| ||
| ||
افعال کمکي وجهي در نقل قول غيرمستقيم
در نقل قول غيرمستقيم افعال کمکي وجهي may ،can ،will و shall به might، could، would وshould تبديل ميشوند. يعني:
| تبديل ميشود به → |
|
مثال:

'I will sell my car,' he told me.
He told me that he would sell his car.
'I can help you,' he said.
He said he could help me.
'The teacher may be ill,' he said.
He said that the teacher might be ill.
ولي افعال كمكي used to، ought to و must در جملات نقل قول غيرمستقيم تغييري نميکنند:
I told her that I used to smoke twenty a day.
تغييرات لازم ديگر در نقل قول غيرمستقيم
در نقل قول غيرمستقيم علاوه بر تغييراتي که در افعال صورت ميگيرد، در بعضي ديگر از اقسام کلمه، از جمله قيدها نيز تغييراتي ايجاد ميشود که در جدول زير بعضي از آنها را ميبينيد:
غيرمستقيم | مستقيم→ |
that | this |
those | these |
there | here |
then | now |
that day | today |
the previous day / the day before | yesterday |
the next day / the following day | tomorrow |
the following week / year ... | next week / year ... |
the previous week / year ... | last week / year ... |
چند مثال:
'I like it here,' he said.
He said that he liked it there.
He said, 'We'll visit the factory tomorrow.'
He said that he would visit the factory the next day.
منبع: www.zabanamoozan.com
.بكار رود not و if جاي (if clause) اين كلمه ميتواند در جمله هاي شرطي در قسمت شرط
مثلا بجاي اينكه گفته شود، تو موفق نمي شوي اگر كوشش نكني
You won't succeed if you don't try.
ميتوان جملة شرطي به صورت زير نيز بيان كرد.
موفق نمي شوي مگر اينكه كوشش كني.
You won’t succeed unless you try.
.ميتواند وسط دو جمله يا ابتداي جملة اول قرار گيرد if مثل unless البته
Unless you try, you won't succeed.
تذکر:
If not = unless
If = unless not
مثال:
Unless you don’t try, you will succeed = Unless you try, you won't succeed.
را if فعل كمكي وجود داشته باشد ميتوان كلمة (if clause) در جملات فارسي در صورتيكه در قسمت شرط
حذف كرد كه قاعدة آن در سه نوع شرطي ها بدين صورت است.
:بكار رود معني احتمالا مي دهد. مثلا Should در شرطي نوع اول: در صورتي كه -
If I should see him, I will tell him.
:را حذف كرد بدين صورت if را به قبل از فاعل منتقل كرد و Should كه ميتوان در اين حالت
Should I see him, I will tell him.
ميتوان از آن استفاده if بكار رفته باشد براي حذف were در شرطي نوع دوم : در صورتي كه فعل بودن يعني -
كرد.
If you were here, I would talk to you.
Were you here, I would talk to you.
ميتوان از آن استفاده كرد بدين if وجود دارد كه براي حذف had در شرطي نوع سوم : هميشه فعل كمكي -
صورت:
if I had gone there, I would have seen him.
Had I gone there, I would have seen him.
مورد استفاده if در شرطي نوع دوم نيز ميتواند بكار رود و بنابراين براي حذف « احتمالا » به معني Should نكته
قرار گيرد.
If I should see him now, I would tell him.
Should I see him now, I would tell him.
اين عبارت وقتي بكار مي رود كه فاعلي موقع انجام كاري را براي خود يا كس ديگري ترجيح دهد و قاعدة آن
بكار مي to اينست كه اگر گويندة جمله، ترجيح انجام كاري را بر اي خودش مي دهد بعد از اين عبارت مصدر با
برند. بدين صورت است:
it’s time + to مصدر با
it’s time to finish the job. وقتشه كار را تمام كنم
اما اگر گويندة جمله وقت انجام كاري را براي كسي ديگر ترجيح مي دهد بعد از اين تركيب ابتدا فاعل مورد نظر و
فعل را به صورت گذشته ساده مي آوريم. بدين صورت:
it is time + زمان گذشته + فاعل
it’s time you finished the job. وقتشه كه كار را تمام كني
Conditionals جملات شرطي
و ديگري قسمت جواب يا نتيجه (if clause) يك جملة شرطي از دو قسمت تشكيل مي شود يكي قسمت شرط
:بدين صورت (main clause) يا جزاء
if + قسمت جزاء شرط ، قسمت شرط
مي توان قسمت جواب را ابتدا و بعد قسمت شرط را بيان كرد يا نوشت در آن صورت احتياج به علامت كاما (و) وسط دو بند نيست.
قسمت جزاء + if + قسمت شرط
جمله هاي شرطي انگليسي به دو دستة واقعي و غيرواقعي تقسيم مي شوند كه دراينجا مورد بحث ما جملات شرطي غيرواقعي هستند.
شرطي هاي غيرواقعي سه نوع دارند. زيرا هر يك از آنها مربوط به يكي از زمانهاي آينده، حال و يا گذشته هستند
بدين شرح:
1- شرطي نوع اول: مربوط به زمان آينده است.
if +(قسمت جزاء+قسمت شرط (حال ساده
If Helen has money, she can buy the car.
اگر هلن پولي داشته باشد. او ميتواند ماشين رو بخرد.
.گويند (Possible) چون در اين نوع شرطي امكان انجام كار وجود دارد به آن
2- شرطي نوع دوم: مربوط به زمان حال است.
if +(قسمت جزاء(مصدر ساده+مشتقات) ، قسمت شرط (گذشته ساده
If Helen had money now, she could buy the car.
اگر هلن الان پول داشت مي تونست ماشين را بخرد.
چون در اين نوع شرطي گوينده تصور انجام كاري ر ا در زمان حال مي كند كه تحقق پيدا نمي كند به اين نوع
.گويند (imaginary) شرطي
3- شرطي نوع سوم: مربوط به زمان گذشته است.
if + (have+p.p)قسمت شرط+(have+p.p+قسمت جزاء(مشتقات
If Hellen had had money, she could have bought the book yesterday.
اگر هلن ديروز پول داشت ميتوانست كتاب را بخرد.
چون در اين نوع شرطي گوينده، شرطي را مطرح مي كند كه در گذشته تحقق نيافته و گذشته را نميتوان بازگرداند به اين نوع شرطي غيرممكن يا گذشتة غيرواقعي گويند. (impossible)
تعيين نوع شرطي دوم و سوم
براي تعيين شرطي نوع دوم و سوم يا احتياج به قيد زمان است مثلا:
1 اگر امروز پول داشتم اين كتاب را مي خريدم.
If I had money today, I would buy this book.
2 اگر ديروز پول داشتم اين كتاب را مي خريدم.
If I had money yesterday , I would have bought this car.
اگر قيد زمان در جملة شرطي بكار نرف ته باشد براي تعيين نوع دوم و سوم احتياج به جملة نشانه است بدين
صورت كه اگر جملة نشانه زمان حال باشد شرطي بعد از آن نوع دوم است مثلا:
she doesn't try if she tried , she would succeed.
و اگر جملة نشانه، گذشته باشد شرطي بعد از آن نوع سوم است مثلا:
She didn't try, if she had tried , she would have succeeded.